سلام به همه مامانای گل![]()
دیشب تولد خواهر زاده نانازیم بود.
پارمیس از همه خوشحال تر بود چون عاشق تولد
و رقصیدنه. دیشب همش شیرین کاری میکرد. دائم خودشو با آهنگ تکون میداد. و واسه
خودش دست میزد. بعدم وقتی خیلی هیجان زده میشد با صدای بلند جیغ میزد و میخندید.
جدیدا اصلا نمیذاره ازش عکس بگیرم
تا دوربینو میارم سمتش دستشو میاره رو صورتش
یا همش اخم میکنه یا می خواد دوربینو بگیره.
اما عاشق دوربین فیلم برداریه. خوبه حداقل
نمیدونه که اونم میتونه عکس بگیره وگرنه نمیذاره. دیشب همش با دوربین فیلم برداری ازش
عکس گرفتم. اما هنوز آماده نیست پست بعدی 100% تو وبلاگم میذارم. خب حالا چند تا عکس
از نینا ( خواهر زادم)......![]()
![]()
اول از همه کیک تولد که شاهکار خاله جون که بنده باشمه. چون از صبح غر زد که میخوام کیکم
عروسک باشه. چند جا رفتیم اما از قبل سفارش میگرفت. منم سلیقه به خرج دادم و درست کردم.

اینم نینا گلیییییییییییییییییییییم![]()
![]()

میبینین چه پوست برنزه ای داره؟ آخه خونشون کیشه. واسه اول تابستون اومدن پیشمون....
میبینین موهاش چه خوش رنگه...! الهی که قربونش برممممممممممم!!!!![]()
![]()
![]()
اینم نینا در حین باز کردن کادوها. اون کریر کوچولو و عروسکش کادوی پارمیس به دخمل
خالشه.![]()
![]()
![]()

سیما ( خواهرم ) دیروز بدون هماهنگی اومدن و ما رو کاملا سوپرایز کردن.![]()
![]()
بیشتر از همه خوش به حال پارمیس خانوم شد چون کلی سوغاتی گیرش اومد. هم از طرف خاله
هم دختر خاله و هم شوهر خاله... کلی لباس و اسباب بازی و یه صندل خوشگل تابستونی...
عکی اونارو هم تو پست بعدی میذارم. امروز که وبلاگم و نشون سیما دادم خیلی خوشش اومد
و تصمیم گرفته واسه نینا همچین وبلاگی درست کنه. پارمیسم که دورش حسابی شلوغ شده و
دیگه مامان و باباش و نمیشناسه. خدا رو شکر بچم از بد اخلاقی در اومد. اشتهاشم خوب شده
چون همه باهاش بازی میکنن و همه توجها به اونه. ![]()
من دیگه برم مهمون داری....![]()
بای تا بعد.....



جالب اینه که فقط با پستونک تو دهنش خوابش میبره. هر چی 
